21 دی ... :)


دی را دوست دارم

به خاطر لباس سفیدی که شهر می پوشد!

به خاطر این که اولین ماه از فصل بی ادعای زمستان است!

به خاطر سرمای مرموزش که خانه ها را گرم تر می کند!!

به خاطر این که سال نو میلادی را تحویل می دهد!

به خاطر آغاز فصل آدم برفی!

نه!

بگذارید شاعرانه, نه

صادقانه بگویم!

دی را دوست دارم

چون در آن به دنیا آمدم!!!

شاید اگر دیماه در هر فصل دیگری هم بود

همینقدر دوستش داشتم !

شاید . . .

چی شد که یکدفه تو اومدی و بعد,

بی هیــچ منطقی

تنها کَسَـم شدی !

اصلا" یادت میاد کِی بود دفعه ی اول

که واقعا" دلواپسم شدی؟؟!

چی شد که از زمانی که تو اومدی

دارم رو طرزِ فکرم کار می کنم !

من ایدئولوژی هام و کنارِ تو دارم یکی یکی

انکـــــار می کنم!

اونقد دوسِت دارم که بی توجهیت چشمام و ناخودآگــــاه خیس می کنه

مثل یه دخترِ شیــــــش هفت ساله که

موهاش و واسه بابــــا

گیــــس می کنه !!

__
مینــــا غلامــی _ یکم مرداد 92

خودمانــــیم

بیش تر از آن که به دنیا آمده بـــاشی

به من می آیی !!

;)

من تازه دنیا اومدم.. اونم چه دنیــایی ;)

امسال در کنار همسرم بهترین تولد عمرم رو جشن گرفتم. جشنی که علی عزیزم به زیباترین .. عاشقانه ترین و شاعرانه ترین شکل برام برپا کرد ..
علی جان !
از حُسن سلیقه ت.. از محبت غافلگیرانه ت.. از این که خواستی خوشحالم کنی , از همه ی زحماتت ممنونم. همراه با تمام هدایایی که بهم دادی و حتی بالاتر از اون عشقی عمیق بود که تو شب تولدم بهم هدیه کردی و تا آخرین سالی که زنده هستم این عشق مهربانانه رو فراموش نمی کنم . . .
به خاطر همه چیز ممنون .. به خاطر بودنت .. به خاطر داشتنت :) ^_^




" سمت خوشبختی "

"سمت خوشبختی" رو با هم بشنویم :)

از همه ی کسانی که ما رو در پیشبرد این آهنگ کمک کردند صمیمانه تشکر می کنیم .

تقدیم کوچکی ست به _ امام ِ مهربانی ها _ امام رضا (ع)


____
به تو وابسته ام
به عطرِ کمیاب و قشنگی که پراکنده ست تو خونه ت . . . . .


ترانه : مینا غلامی

اجرای علی سلطانی

ملودی و تنظیم : سعید رضایی

میکس و مسترینگ : میلاد فرهودی

طراحی کاور: محمود آرمان
لینک دانلود:

http://www.radiojavan.com/mp3s/mp3/Ali-Soltani-Samte-Khoshbakhti?start=16700&index=0

 

سمتِ خوشبختی


تو اینقد مهربونی که
هوات و می کنم هر ماه و هر هفته . . .


___
یک کارِ متفاوت برای امام رضا (ع) ...

به زودی

همراهمون باشین

  اجرا: علی سلطانی

  ملودی و تنظیم: سعید رضایی

  و ترانه من :)


 


همه می تونن بهت دلهره و ترس بدن

همه می تونن بهت زندگی و درس بدن

حقتو دیر بدن..

واسه هر کاری که می کنی بهت گیر بدن!!

من می خوام فقط بهت عشق بدم

حس کنی وقتی که من کنارت هستم شادی

حس کنی کنارِ من یه آدمِ آزادی . . . !



:))

همین روزا

این هم سورپرایزی که از ماه ها قبل قولش رو بهتون داده بودم... اولین همکاری و محصول مشترک من و همسرم... ترانه ای که هم سن هست با عمر آشناییمون ;) در واقع روایتی ست از داستان این عشق . . .


یکی وارد داستانم شده . . . ^_^

ترانه ی من.. صدای علی سلطانی و ملودی و تنظیم زیبا و دلنشینِ دوست خوبمون سعید رضایی عزیز.. که من و علی از همین تریبونِ مکتوب یک بار دیگه از ایشون تشکر می کنیم به خاطر همه ی زحمت هایی که برای کار کشید .
خوشحالم که هرطور بود این ترانه تو اردیبهشت ماه منتشر شد .

بشنوید همین روزا رو :)))



از لینک زیر می تونید آهنگ رو دانلود کنید :


http://www.radiojavan.com/mp3s/mp3/Ali-Soltani-Hamin-Rooza



کلمات کلیدی: همین روزا،علی سلطانی،  مینا غلامی،همین روزا،سعید رضایی، دانلود، آهنگ، همین روزا،  آهنگ جدید، علی سلطانی، مینا غلامی،آهنگ همین روزا

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

داری با عشق این بندها را به هم گره می زنی
نباید کنارت بنشینم و کمکت کنم
چون
به تو که نگاه می کنم
همیشه
همه ی گره ها باز می شود ... !!!



______
;)))
داری با عشق این بندها را به هم گره می زنی
نباید کنارت بنشینم و کمکت کنم
چون 
به تو که نگاه می کنم
همیشه
همه ی گره ها باز می شود ... !!!



______
;)))


سال نو مبارک :)




عاشق باشید... 



شازده کوچولو


شازده کوچولو گفت: نه من دنبال دوست می گردم.اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت: چیزی است که دیگر فراموش شده است. اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه.
_ ایجادِ علاقه؟
_بله درست است.برای من فعلا" تو یک پسر بچه ی کوچک هستی.مثل صدهزار پسر بچه ی دیگر.نه من به تو احتیاجی دارم و نه تو به من احتیاجی داری.برای تو هم من روباهی هستم مثل صدهزار روباه دیگر.ولی اگر تو مرا اهلی کنی به همدیگر نیازمند می شویم.تو برای من بی نظیر می شوی و من هم برای تو بی نظیر می شوم.
شازده کوچولو گفت: حالا می فهمم.گلی هست.... که فکر می کنم مرا اهلی کرده باشد...
........................

یک چیزِ دیگر! آن گندم زار را می بینی؟ من نان نمی خورم.گندم برای من فایده ای ندارد.گندم زارها مرا یاد چیزی نمی اندازند.و البته باعث تاسف است.اما موهای تو طلایی است.حالا اگر تو مرا اهلی کنی چه اتفاق جالبی می افتد.همین گندم زار طلایی من را به یاد تو می اندازد. و من صدای وزش باد در گندم زار را دوست خواهم داشت... !

......................................

روباه گفت: آدم ها این حقیقت را فراموش می کنند. ولی تو نباید فراموش کنی که همیشه مسئول چیزی هستی که اهلی اش کرده ای.
تو مسئول گلت هستی ...
و شازده کوچولو برای این که یادش بماند تکرار کرد: من مسئول گُلِ خودم هستم ...
Photo: ‎شازده کوچولو گفت: نه من دنبال دوست می گردم.اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت: چیزی است که دیگر فراموش شده است. اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه.
_ ایجادِ علاقه؟
_بله درست است.برای من فعلا


نقاش نبودی

اما

رنگی که به دنیایم پاشیدی

خود به خود شاهکار آفرید !!!



____

مینا غلامی



اشک ز چشمِ من اگر می رود

یارِ عزیزی به سفر می رود ...

عاشقی و صبر؟ مگر می شود !

خاطره از یاد مگر می رود ؟؟

.

.

__
خلیل جوادی

21 دی  :)


دی را دوست دارم

به خاطر لباس سفیدی که شهر می پوشد!

به خاطر این که اولین ماه از فصل بی ادعای زمستان است!

به خاطر سرمای مرموزش که خانه ها را گرم تر می کند!!

به خاطر این که سال نو میلادی را تحویل می دهد!

به خاطر آغاز فصل آدم برفی!

نه!

بگذارید شاعرانه, نه

صادقانه بگویم!

دی را دوست دارم

چون در آن به دنیا آمدم!!!

شاید اگر دیماه در هر فصل دیگری هم بود

همینقدر دوستش داشتم !

شاید . . .

Photo: ‎دی را دوست دارم

به خاطر لباس سفیدی که شهر می پوشد!

به خاطر این که اولین ماه از فصل بی ادعای زمستان است!

به خاطر سرمای مرموزش که خانه  ها را گرم تر می کند!!

به خاطر این که سال نو میلادی را تحویل می دهد!

به خاطر آغاز فصل آدم برفی!

نه!

بگذارید شاعرانه, نه 

صادقانه بگویم!

دی را دوست دارم 

چون در آن به دنیا آمدم!!!

شاید اگر دیماه در هر فصل دیگری هم بود

همینقدر دوستش داشتم !

شاید . . .




_
دیماه 91‎


____

من تازه دنیا اومدم!

اونم چه دنیایی!!!

:))



آغازِ زمستونه ...


نمی دونی چقد برام تازگی داره


این که واسه آینده برنامه بریزم!


چی کار کردی با منِ مغرور و عاصی؟؟!


چی کار کردی که بهت می گم "عزیزم" !!!



__

دیروز :)



بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه.. بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست ...

.

.

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست ... :)



فاضل نظری

یکی از همین روزا ...

دلم داره کم کم تکون می خوره!

عجیبه..!

ولی خوبه حالم یه کم!!

چقد احتمالش زیاده که من

یکی از همین روزا عاشق بشم ...!



یکی واردِ داستانم شده

که انگار دوسَم داره وقعا" !

داره زندگیم و عوض می کنه

داره برمی گردونه من رو به من !



یکی که تو رویام نبوده ولی

همه چیمو داره رقم می زنه ...

یکی که می دونم بگیره دلم

کنارم تا خونه قدم می زنه!!



منی که می ترسیدم از رابطه!

گذاشتم ادامه بده راهشو..

خودم فک نمی کردم این قدر زود

بشه حدس زد رنگِ دلخواهش و!!



یه احساس وابستگی بین ماست

یه احساسی که عین دوست داشتنه!

نمی شناسم اون و به خوبی..

ولی

چقد ذهنیاتش شبیه منه!!



از آینده می ترسم اما می خوام

ببینم خدا چی برام خواسته!

چی شد باورش کردم این آدم و!

قضا و قدر به خدا راسته !!!


10 آذر


بهار تعریف مختصری از پاییز است !


وقتی "عشق"


برگ برنده اش را رو کند ... :)



توی آرزوهام نبوده ولی ...


چقد احتمالش زیاده که من


یکی از همین روزا عاشق بشم....................





نگاه تو سیاسی نیست .. اما


دلیلِ اغتشاشاتِ اخیر است !



مصطفی موزانی


بغلم کن مااااادر . . . !


بهت حق می دم دلت از دستم پر باشه

تو هم دوست داشتی پاره ی تنت

مهندس یا دکتر باشه !


تو هم دوست داشتی سر به راه باشم و دنبال دیوونه بازیام نَرم

تو هم دوست داشتی نصیحتم کنی

که هرز نپرم

..

.

پشت سرم گریه کردی و جلوم بغضاتو خوردی

یه وقتایی خیلی پشیمون شدی که دنیام آوردی !

. . . من اینا رو می دونم

حتی اگه تا حالا به روت نیاورده باشم

ژستِ آدمای موفق و می گیرم

حتی وقتی که بدجور شکست خورده باشم..

چون تو نباید بفهمی داغونم

بلاتکلیف تر از همیشه م

صد بارم که بیافتم

یه جوری پا می شم......

تا دلت به همینی که هستم خوش باشه

تا فک کنی فرزندت صاحبِ دنیاشه...

تا فک کنی همه چی خوبه 

رو به راهه.. معرکه ست !

تا فک کنی هر چیزی که می خواستم تو دستام هست

......

....

...............


من خیلی تنهام مادر

تنهاتر از تو

حرفایی که می زنم دروغه!

خوشم به دلخوشیت که فک می کنی دور و برم شلوغه.....

.

.

من با آرزوهام زنده م

با راااهی که دوووره

ولی هر جوری هست تا تهش می رم

من خیلی بیش تر از چیزی که عکسام نشون می دن پیرم

خودت خوب می دونی که جز همین شعرا

هیچ چیزِ دیگه ای ندارم

که همشون و بعدِ مرگم واسه تو می ذارم

.

.

.

از دستم دلگیری

از اتاق شلوغم

 تخت نامرتبم

از قرصای خوابم و

بیدار موندنای شبم

از اینکه حواسم به خونه زندگی نیست

از این که به حرفات گوش نمی دم وقتی میگی

این اسمش زندگی نیست . . .

از اینکه دنیام یه اتاقه

رویام یه اتاقه

قبرم یه اتاقه ...

از این که هیچی خوشحالم نمی کنه

همیشه غمگینم

از این که هیچ چیز خوبی تو آینده نمی بینم

.

.

.


من موندم و همین تیرای آخر

هدفی که دوووووووووووووره

دورتر از حدِ باور

سخت نگیر..

بغض نکن

بغلم کن مادر !





_


یه روزی می فهمی شبایی که بیدارم برات غصه می خورم

.......

.................

...

" مادر "

اثر

میلاد تهرانی




تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد

هربار تقسیم کردم

چند برابر شد!!!


:(



برای رفتنت دلیل نیاور

همین که می روی

دهانم را می بندد !




میترا اسماعیلی


به پدر بزرگ نازنینم !


دل بردی از خدا تو به نجوای یا حسین


ورنه محرم به عزایت نمی نشست . . . !












حالِ من و باید بپرسی از

تعداد قرصای روی میزم................



عقب گرد..!!


گذشته ازم که حسادت کنم!

برو....:)

حسِ اون زن بهت جدیه!!

عقب می کشم و نمی دونم این

غروری که دارم به نفعِ کیه...؟؟!

.

.

.

من چشم خوردم!!!

لرزشِ دستام معلومه؟؟؟!

از بس بهم گفتن چقد اعصابت آروومه..........!!






_

روزگار اینسان که خواهد بی کس و تنها مرا

سایه هم ترسم نیاید دیگر از دنبال من....!


شهریار


خیلی دلم گرفته از خیلیاااا . . .


از زندگانیم گله دارد جوانیَم


شرمنده ی جوانی از این زندگانیَم!



شهریار

دنیای این روزای من !


حالم چقد بده / حس می کنم که توو / دره رها شدم

چیزی نمی خورم / میلم نمی کشه! / کم اشتها شدم

پرته حواسم و / دارم یه جورِ تلخ! / تغییر می کنم

هر جا باید برم / یا که نمی رسم / یا دیر می کنم!

نسبت به زندگی / نسبت به آدما / بدبین تر شدم ...

خونه که می رسم / می رم توی اتاق / به دعوتِ خودم!!

خسته نمی شم از / این که به هیچ و پوچ / تا صبح فِک کنم

یه عادتِ بَدم / اینه که صد دفه / مِیلام و چک کنم!

غصه برای من / یه خوردنیِ بی / _تاریخ مصرفه!!

طرزِ تفکرم / نسبت به زندگی / خیلی مزخرفه !!!

می خوااام قرصای / خوابم رو توی یک /لیوان حل کنم!

سر بکشم و بعد / بخوابم و بالِش-تَم* و  بغل کنم!!

هیچی نمونده که / بخواد من و به دُن-یا** متصل کنه

بریدم از خودم / مونده فقط خدا / دستام و وِل کنه !







____
* بخونید بالشتم(با مکث یا همون سکته!;) )

** دنیا (با توضیح قبل! )


.

.

.


_________

یه نفر داشت با خودش تنها

زیر این سقف زندگی می کرد

.

.

.